تبليغاتX
وبلاگ تکنولوژی آموزشی
 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی رضائی راد در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 12:10 |

  

  

 آشنایی با انواع الگو های تدریس

 

انتخاب روش تدریس اثربخش به مقوله ی یکی از عناصر مهم برنامه ی درسی و طراحی آوزشی و چگونگی انتقال مفاهیم درسی و یافتن راهی آسان و در خور فهم به فراگیران در فضایی پذیرا و پر جنب و جوش وظیفه ای است که همواره سنگینی و مسئولیت آن را بر خود احساس می کنند.

انواع روش های فعال:

روش قصه گویی: در کنار برنامه های آموزشی با نقل قصه ای می توان به جای خشکی و یکنواختی تنوع و جذابیت را نشاند و فرآیند یاددهی- یادگیری را اثربخش تر کرد.

 

کاربرد قصه گویی در دروس:

در ادبیات سبب کسب مهارت های زبانی، در هدیه های آسمان به طور غیرمستقیم با نکته های اخلاقی و رهگشا آشنایی پیدا می کنند در دروس تاریخ و علوم اجتماعی، پیام درسی عینی و رد درس علوم بعضی از مفاهیم مربوط به حیوانات را آموزش می دهد.

شیوه های قصه گویی:

1- قصه خوانی ساده    2- قصه گویی ساده      3- قصه گویی همراه با قلید صدا

4- قصهُ گویی همراه با حرکات اعضای بدن     5- قصه گویی همراه با پرده خوانی

6- قصه گویی همراه با بازیگران پنهان و آشکار         7- قصه گویی با استفاده از عروسک

فواید قصه گویی:

1- افزایش قدرت تفکر، گوش دادن و درک مطلب.

2- عادت دادن کودکان به سخن شنیدن و اظهار عقیده که سبب رشد کلامی و شناختی می شود.

3- صمیمیت میان والیدن، مربیان و دانش آموزان.

4- برقراری امنیت روانی و اصلاح رفتار کودکانی که دارای مشکلات عاططفی و رفتاری هستند.

5- عمق بخشیدن به دانش و آگاهی.

6- اثرگذاری بر تکوین شخصیت کودکان.

7- شناخت علمی، قضاوت منطقی، بالندگی تفکر واگرا.

8- آشنایی و الفت با مطالعه و یادگیری خودانگیخته .

9- خشکاندن ریشه انحرافان و کژروی ها.

10- انتقال اندیشه ها و تجربه ها و شناخت جنبه های مختلف زندگی.

1- روش بارش مغزی:

راهبردی فعال، گروهی و انگیزه آفرین که می توان از دانش آموزان گروه های کوچک تشکیل داد تا بر موضوعی افکار را متمرکز، گفت و گو و تبادل نظر کنند

قوانین بارش مغزی:

1- انتقاد ممنوع است. 2- اصلاح و ترکیب اندیشه ها مهم است. 3- گفتن هر مطلبی آزاد است که همراه با رفتار احترام آمیز، گوش دادن، نگاه کردن، یادداشت برداری، توجه داشتن باشد. 4-  کمیت انیشه ها بهتر است .

روش اجرا:

1- توضیح روش و هدف برای دانش آموزان توسط معلم

2- انتخاب موضوع و توضیح توسط معلم که موضوع نباید یکی باشد، نیاز به داوری نباشد، عینی و ملموس باشد.

3- گروه بندی دانش آموزان که به صورت تصادفی می باشد

4- انتخاب رهبر و منشی که وظیفه رهبر رعایت قوانین و جلوگیری از انتقاد، توجه به وقت، تشویق افراد

            برای بیان نظرات، و وظیفه ی منشی در هر گروه ثبت نظرات گروه است.

5- آشنا شدن دانش آموزان با قوانین جلسه

6- یادداشت نظرات در مدت معین

7- بازنگری نظرات، تغییر یا ترکیب، حذف موارد مشابه، ارائه چکیده دیدگاه های هر گروه

8- واگذاری رهبری گروه به دانش آموزان

محاسن روش بارش مغزی:

در این روش که طوفان مغزی یا فوران اندیشه ها هم نام دارد می توان موضوع یا مسئله ای که توسط معلم که نقش هدایت کننده را دارد مطرح و اعضای گروه با متمرکز نمودن افکار خود در کلاس در کمال آزادی در مورد یافتن راه حل تبادل نظر و اندیشه ها به صورت فی البداهه باز و روشن می شود.

در روش بارش مغزی تأکید بر فرآیند تولید پاسخ ها است نه ارزشیابی.

تولید پاسخ های متنوع، کسب مهارت های خلاقیت، توانایی حل مسأله، حل مسائل روزمره، در اختیار گذاشتن اصلاعات مهم می باشد.

محدودیت این روش:

وقت گیر بودن آن است.

2- روش نمایش خلاق:

دانش آموزان با راهنمائی معلم داستان، شعر و یا تصویری را پس از تجزیه و تحلیل صحنه ها شخصیت ها و گفت و گوها اجرا می کنند و اندیشه های انتزاعی به گونه ی عینی و ملموس همراه با شور و نشاط و جذاب و تنوع بخشی به فعالیت های یاددهی و یادگیری می باشد.

فواید نمایش خلاق:

1- سازگاری هدف های آموزشی نمایش خلاق با روحیات دانش آموزان دوره ی ابتدایی

2- امکان پرورش مهارت های گوش دادن، زبانی، تفکر انتقادی

3- بهره جویی از چند حس و تقویت حافظه ی عملی ( حرکتی).

4- دور بودن از شرایط رسمی کلاس و پی بردن معلم به حالات درونی و آشفتگی های روانی

عناصر با اهمیت در نمایش خلاق:

1- هوشیاری حسی                2- تعامل        3- رفتارهای عاطفی              4- حرکت

مراحل نمایش خلاق:

1- انتخاب و تعریف داستان مناسب برای بچه ها، زیرا قصه لازمه نمایش خلاق است

2- داستان با کمک دانش آموزان به مراحل و صحنه های مختلف تقسیم و روی تابلو نوشته می شود.

3- انتخاب یک یا چند صحنه بای اجرا با رأی گیری فراگیرام

4- گفت و گو درباره شخصیت پردازی، وضعیت ظاهری، زمان که می شود ابزار و وسایل و لباس ها به صورت تخیلی و با عقب کشیدن میز و نیمکت ها صحنه آماده شود.

5- انتخاب بازیگران با توجه به توانایی های دکانش آموزان توسط معلم

6- اجرای صحنه ی انتخاب شده با علامت از قبل تعیین شده

7- پیوند بازیگران به جمع و ارزشیابی از کارشان با هدایت معلم و تمیز خوب از بد و آشکار کردن محاسن و معایب.

8- پیدا کردن پنج نکته ی مورد علاقه و پنج نکته که در بازی بعدی اصلاح شود.

9- برنامه ریزی با دانش آموزانی که انتخاب نشده اند و انتخاب بازیگر جدید که در نوبت بعد چه نقشی دارند.

10- ارزشیابی مجدد نمایش و تکرار در صورت داشتن وقت.

وظایف معلم:

ایجاد شرایط مطلوب و ارتباط قابل اعتماد و صمیمانه بین او و فراگیران، احترام به عقاید دانش آموزان، برقراری امنیت روانی، دور ساختن نگرانی از فضای کلاس، شکیبایی در برابر اشتباهات، انتظارات واقع بینانه از فراگیران، رفتاری قابل انعطاف و پرهیز از سخت گیری.

3- الگوی دریافت مفهوم:

در این الگو دانش آموزان با نحوه ی طبقه بندی، فکر کردن، چگونگی دریافت مفهوم و مهارت های تفکر آشنا می شوند. معلم مفاهیم مورد نظر را در نمونه های مختلف سازماندهی و هدایت می کند و از دانش آموزان می خواهد نمونه ها را که شامل ویژگی ها (نمودها) از آن مفهوم مورد نظر با مثال های دیگری که فاقد آن نمودها است مقایسه و موضوع را کشف کنند.

مراحل اجرای الگوی دریافت مفهوم:

الف) عرضه مطالب و شناسایی مفهوم:

نمونه ها توسط معلم معرفی تا دانش آموزان آن ها را با یکدیگر مقایسه و شاسایی کنند و به شناسایی شباهت ها ، اختلاف ها، فرضیه سازی و آزمایش بپردازند.

در این مرحله معلم از فراگیران می خواهد پس از اشاره به هر یک از نمونه ها بلی یا خیر بگویند و یادآور می شود که میان نمونه های بلی ویژگی مشترکی وجود دارد چنانچه دانش آموزی در گفتن پاسخ اشتباه کند معلم آن را تصحیح و پرسش و پاسخ تا آخرین واژه ادامه می یابد. فراگیران با مقایسه نمونه های بلی یا خیر و توجه به خصوصیات هر کدام به فرضیه سازی می پردازند.

ب) آزمون دستیابی به مفهوم:

دانش آموزان در مورد مفهوم مورد نظر و آنچه دریافته اند دیدگاه های خود را بیان می کنند و پس از اینکه به مفهوم مورد رسیدند معلم از دانش آموزان می خواهد برای هر گروه مثال دیگری بزنند.

ج) تحلیل راهبردهای تفکر:

پس از آنکه برای مفهوم مورد نظر دانش آموزان خود، مثال هایی زدند درباره ی نوع تفکر خود و اینکه چگونه به مفهوم اصلی رسیده اند برای دوستان خود توضیح می دهند.

این الگو برای دانش آموزان سوم تا پنجم ابتدایی مناسب است.

4- روش بدیعه پردازی یا نوآفرینی:

در این روش فراگیران بدون الگوی عینی و اندیشه ی قبلی با خودانگیختگی و پرورش تخیل و خلاقیت وی توانند به گردآوری اصلاعات، سازماندهی، تحلیل و ترکیب اطلاعات و کشف راه حلهای گوناگون دست پیدا کنند.

دانش آموزان درباره ابعاد گوناگون موضوع به همکاری، فعالیت و حل مسأله مبادرت می کنند. معلم نقش هدایت کننده دارد و سعی می کند مطالب آشنا را به مطالب ناآشنا پیوند و نظریات جدیدی را به وجود آورد.

این الگو فعالیت استعاره ای است که ارتباط میان شباهت ها و مقایسه ی یک چیز با چند چیز دیگر اساس تمرینات بدیعه پردازی می باشد.

در این الگو دو روش وجود دارد:

الف) خلق چیزی جدید:

این روش کمک می کند تا به موضوعی آشنا به گونه ای دیگر نگریسته شود و با کمک تخیل و تفکر خلاق به درک تازه ای نائل آیند که در تدریس انشاء کاربرد دارد و از طریق توصیف وضعیت جدید قیاس انجام گیرد.

ب) غریب را آشنا کردن:

که دو فکر را با هم ارتباط دادن است و به صورت مرحله ای انجام می پذیرد که در دروس علوم و اجتماعی کاربرد دارد.

سه نوع قیاس در بدیعه پردازی وجود دارد:

قیاس شخصی:

اگر به جای ........... بودی چه احساسی داشتی که در این قیاس می بایست با موضوعی که مقایسه می شود احساس همدلی، نزدیکی و یکی شدن داشت و آن را در قالب خود شرح داد که در این رو رشد احساسی ارتقاء می یابد.

قیاس مستقیم:

روابط میان چن چیز یا مفهوم، تشخیص و مقایسه مانند تشبیه شعر به رودخانه و ..........

قیاس فشرده:

یا قیاس تعارض شده مانند قیاس زشت و زیبا، دوست و دشمن و دو کلمه ی ضد و نقیض است.

5- الگوی همیاری:

این الگو در همه گروه های سنی کاربرد دارد و در آن شور و نشاط و همکاری و کمک به یکدیگر به صورت چشمگیری تجلی می یابد.

شیوه ی اجرا:

1- تدوین قوانین به کمک دانش آموزان مانند رعایت سکوت، کسب اجازه از معلم بای پرسش و صحبت کردن، مسئول بودن هر یک از اعضای گروه بای رسیدن به نتیجه، گفت و گوی اعضای گروه در آرامش.

2- گروه بندی: به صورت ناهگن ( دیرآموز- متوسط- قوی)

3- انتخاب مدیر باری هر گروه که وظیفه ی او نظم و ترتیب دادن به فعالیت ها، تقسیم وظایف، توجه به وقت، یادداشت برداری مطالب، رسم تصاویر و تدارکات.

4- معلم: توضیحات درباره ی موضوع و اینکه چه انتظاراتی دارد و سپس شروع تدریس و گذاشتن سوأل در اختیار فراگیران تا با تشریک مساعی پاسخ ها را بیابند همراه با نظارت معلم.

5- با پایان فرصت پاسخ ها در اختیار فراگیران گذاشته می شود تا به اشتباهات خود و نحوه ی یادگیری بیندیشند.

6- نشان دادن کار گروه های موفق و گرفتن پاداش.

7- نتیجه گیری از درس توسط معلم یا شاگردان.

8- واگذاری تکالیف به صورت انفرادی.

از این الگو می توان در دروس ریاضی، تاریخ، جغرافی استفاده نمود

 

+ نوشته شده توسط مجتبی رضائی راد در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 14:5 |

 

نقش رنگها در بهبود بخشيدن به زندگي

 

تا به حال شده است براي اين که احساس آرامش بيشتري کنيد خودتان را بين ملحفه هاي سبزرنگ بپيچانيد تا به خواب رويد؟
آيا برايتان پيش آمده هنگام انجام يک مصاحبه شغلي لباسي به رنگ قرمز بپوشيد و آن را عامل موفقيت خود بدانيد؟
آيا رنگهايي که در لباس و دکوراسيون خانه شما به کار رفته اند مي توانند رفتار و سطح انرژي يا زندگي شما را بهبود بخشند؟ مي توانيد امتحان کنيد:

 

سبز ليمويي:
پوشيدن لباسي به اين رنگ يا استفاده از آن در تزيين و دکوراسيون منزل مي تواند توانايي منطقي و پيگير بودن شما را بيفزايد.
سبز ليمويي به شما اين امکان را مي دهد که بفهميد براي پيشرفت بيشتر خود به چه چيزي نياز داريد.

سبز:
لباس يا دکوراسيون سبزرنگ کمک مي کند احساس نزديکي بيشتري با طبيعت داشته باشيد و نيز باعث مي شود به ديگران احساس راحتي و آرامش بيشتري ببخشيد.
استفاده از اين رنگ همانند يک خاک حاصلخيز باعث مي شود دنيايي پربار براي شما به وجود آيد. طبيعت ذاتي اين رنگ که نوعي توازن و تعادل در خود دارد، شما را تشويق مي کند به نجواي درون خود گوش دهيد و بفهميد براي اين که شما و ديگران از احساس راحتي بيشتري برخوردار باشيد به چه چيزي نياز داريد.

سبز کله اردکي:
اين رنگ توانايي شما را در قدرت انتقال فکر افزايش مي دهد. همچنين باعث مي شود سياست بيشتري در زندگي تان داشته باشيد.
استفاده از اين رنگ که نوعي آبي آميخته با سبز است به شما اين باور را القا مي کند که مي توانيد با دست خود آينده اي دلخواه بسازيد.

آبي:
لباس و آرايش آبي رنگ ، شما را بيشتر رويايي مي کند و الهامات شما را افزايش مي دهد. اين رنگ بسيار آرامش بخش بوده و باعث متمرکز شدن افکارتان مي شود.
اثر آرامش بخش اين رنگ باعث مي شود برنامه ها و افکار مغشوش از ذهنتان خارج شوند و روياها و اهدافتان نظم و ترتيب بيشتري بگيرند.

نيلي:
رنگ لباس يا تزيينات و آرايشي که به رنگ نيلي باشد مي تواند قدرت خطرپذيري شما را افزايش دهد. نيلي اعتماد به نفس بيشتري به شما مي دهد تا به نقشه هايي که در سر مي پرورانيد جامه عمل بپوشانيد.
استفاده از رنگ نيلي که نوعي آبي آميخته با قرمز است ، کمک مي کند آينده اي خوب و برنامه ريزي شده را براي خودتان ايجاد کنيد.
اين رنگ به شما کمک مي کند دلواپسي هايتان را به کارهايي مثبت تبديل کنيد.

بنفش:
رنگ بنفش بر خيالپردازي شما مي افزايد و کمک مي کند احساس قدرت و اختيار بيشتري کنيد.اين رنگ همچنين سبب تقويت کردن عمق احساسات شما مي شود و شما را صاحب اراده اي مصمم تر مي کند و توانايي تان را در ارائه راهبردهاي جديد در زندگي افزايش مي دهد.

بنفش تيره:
اين رنگ اشتياق و خوشبيني شما را افزايش مي دهد. استفاده از اين رنگ به شما الهام مي کند بايد کاري جديد را آغاز کنيد.
اگر لباسي به اين رنگ بپوشيد يا در دکور منزلتان از اين رنگ بهره گيريد بد گماني شما را کاهش مي دهد و فرصتهاي جديدي را براي شما مي گشايد.

قرمز:
لباس و آرايش قرمزرنگ شما را بيشتر اهل عمل مي کند و پرمايه و مبتکر مي سازد. استفاده از قرمز آتشين به شما علم و قدرت اين را مي دهد که حرف دلتان را براحتي بزنيد و آنچه را دوست داريد به دنيا بگوييد.

نارنجي پررنگ:
استفاده از اين رنگ در لباس و دکور منزلتان کمک مي کند به شخصيت خود احترام بيشتري بگذاريد. نارنجي پررنگ شما را تشويق مي کند تا خودتان را قبول داشته باشيد و آنها را که دوستشان داريد، تحسين کنيد.

نارنجي:
رنگ نارنجي به شما احساس شهامت و بيباکي مي دهد. اين رنگ که گرمترين رنگ اتمسفر است نظم و ترتيبي را که نياز داريد تا انتظارات غيرواقعي را از خود دور کنيد به شما مي بخشد.

طلايي:
استفاده از رنگ طلايي در لباس و آرايش يا وسايل منزل باعث مي شود احساسات و سرزندگي شما بيدار شود. استفاده از رنگ طلايي به شما نيرويي مي بخشد تا آن چيزي را که باعث خرسندي و رضايت خاطرتان مي شود، پيدا کنيد.

زرد:
رنگ زرد باعث مي شود ذهنتان بيشتر باز شود. استفاده از رنگ زرد که روشن ترين رنگ در طيف است ذهني سيال تر و بازتر را براي شما خلق مي کند.
اين رنگ سبب مي شود نقطه نظرات ديگران را بهتر بفهميد و سياست بيشتري در زندگي خود اعمال کنيد.

سياه:
استفاده از اين رنگ باعث مي شود توانايي بيشتري در تمرکز کردن داشته باشيد. استفاده از رنگ مشکي ، يعني غيبت نور، ناشناخته ها را به شما نشان مي دهد.
در تاريکي ، افکار شما باطني و دروني شده و بهتر مي توانيد برروان و احساسات درست خود تمرکز کنيد.

قهوه اي:
لباس قهوه اي رنگ يا اتاقي که به اين رنگ تزيين شده باشد، آگاهي و هوشياري شما را افزايش مي دهد. اين رنگ به شما کمک مي کند واقعيت هر موقعيتي را بهتر دريابيد و بدانيد چه چيزي براي شما بهترين خواهد بود.

سفيد:
لباس يا دکوراسيون سفيدرنگ قدرت تحليل شما را افزايش مي دهد. استفاده از رنگ سفيد که اصل همه رنگهاست ، به شما احساس آزادي و رهايي بيشتري مي بخشد.
اين رنگ هر موقعيت يا ارتباطي را که باعث مي شود بتوانيد از حل مشکلاتتان برآييد براي شما روشن مي کند.

+ نوشته شده توسط مجتبی رضائی راد در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 13:48 |

 

 

 

 هدف ،عناصر و موانع ارتباطی


هدف از برقراري ارتباط
قراري ارتباط تأثير گذاشتن بر ديگران است و عامل مهم در تعيين روش برقراري ارتباط نيز هدفي است كه بوسيله فرستنده پيام دنبال مي شود. چنانچه ارسطو، ارتباط را عبارت از: جستجوي يك راه و روش با استفاده از امكانات موجود براي ترغيب و اقناع افكار و عقايد مي داند. پيام به خودي خود داراي هيچگونه هدفي نيست. هدف پيام بستگي مستقيمي به شرايط فرستنده و گيرنده پيام دارد. در واقع، هدف اساسي افراد يا هر فرستنده پيام، اين است كه خود را به صورت عامل مؤثري درآورد تا بتواند بر ديگران، بر محيط و حتي بر سرنوشت خويش تأثير بگذارد و ازهمه مهمتر به تمايلات و خواسته هاي خود جامه عمل بپوشاند. بنابراين فرستنده و گيرنده پيام هستند كه در شرايطي خاص هدف ويژه اي را در يك فرايند ارتباطي در نظر مي گيرند. لذا چنانچه پيام مورد نظر فرستنده به گيرنده منتقل شود و عكس العملهاي گيرنده به فرستنده منعكس نگردد، اصولاً ارتباطي برقرار نشده است. بدين لحاظ است كه بهترين ملم را بهترين برقراركننده ارتباط مي نامند. لازم است ذكر شود كه مطالعه امر ارتباط در آموزش و تدريس دو جنبه اساسي را شامل مي شود، يكي شناخت و درك وسيع و همه جانبه اي از وسايل پيچيده ارتباطي و ديگري درك كامل چگونگي استفاده از اين وسايل در برقراري ارتباط.


عناصر و اجزاي ارتباط
در تمام الگوهاي ارتباطي سه عنصر عمده وجود دارد: فرستنده پيام، پيام و گيرنده پيام. با اين حال در جريان تدريس مطالب، هميشه نمي توان انتظار داشت كه محتواي پيام به راحتي و به طور كامل از فرستنده به گيرنده منتقل شود. پيام بايد در شرايطي خاص و با استفاده از وسيله و كانالي در اختيار گيرنده يا گيرندگان پيام قرار داده شود. فرستنده براي ايجاد ارتباط بايد حامل كانالهايي متناسب با پيام و ويژگيهاي گيرندگان انتخاب كند. بنابراين عنصر چهارمي نيز به نام كانال يا وسيله ارتباطي لازم است.
از عناصر ديگر قابل توجه در تحليل فرايند ارتباط عنصر تأثير است. تأثير، نتيجه اي است كه از برقراري ارتباط حاصل مي شود و هدفي است كه فرستنده از ابتداي ايجاد ارتباط بايد به آن توجه داشته باشد و مهمترين ملاك تشخيص تأثير يك جريان ارتباطي بازخورد است كه به واكنش يا عكس العمل گيرنده پيام مربوط مي شود.
اما پاره اي از متخصصان، گنجاندن عنصر ديگر را در ميان اجزاء فرايند ارتباط تحت عنوان موانع ارتباطي (پارازيت) پيشنهاد مي كنند.
نظر به اينكه پيام به صورتي كه در ذهن فرستنده پيام مطرح است. بدون آنكه به صورت رمز درآيد، قابل انتقال نيست، بنابراين لازم است كه منبع فرستنده پيام ابتدا محتواي پيام خويش را به صورت رمز درآورد كه همان كلمات، سمبل‌ها، علامات و نظاير اينها هستند. سپس آن را به سوي گيرنده پيام ارسال كند. از طرف ديگر، منبع گيرنده نيز بايستي رمز دريافت شده را از طريق حواس و سلسله اعصاب به مغز برده و اصطلاحاً آن را از رمز خارج نموده سپس به درک مفهوم مورد نظر بپردازد يا به عبارت ديگر رمزخواني نمايد.
رمز گذاري، فعاليت ذهني خاصي است كه هر منبع يا فرستنده از طريق آن مفاهيم دروني (مقاصد، افكار و ادراكات) خود را به محركهاي قابل انتقال (پيام) تبديل مي كند. علائم يا نمادها ممكن است به صورت شفاهي، نوشته، تصاوير يا علامتهاي ديگر باشند.
رمزخواني، فعاليت ذهني خاصي است كه گيرنده پيام از طريق آنها مي تواند محركهاي قابل انتقال را به مفاهيم و پاسخهاي دروني تبديل كند در غير اين صورت اصولاً ارتباط صورت نخواهد گرفت يا اگر صورت بگيرد بسيار ضعيف خواهد بود.
با توجه به موارد مطرح شده مهمترين مسأْله در يك نظام ارتباطي اين است كه فرستنده و گيرنده پيام از نظر اطلاعات و عواطف و ساير ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي وجه مشتركي داشته باشند يعني دريافت كننده پيام بايد قادر باشد مفاهيم فرستنده پيام را درك كند. بنابراين كاملترين طرح فرايند ارتباط به شكل زير خواهد بود.


موانع ارتباط يا پارازيت هاي ارتباطي
پارازيت به هر عامل اخلال كننده اي كه مانع برقراري ارتباط مي شود، گفته مي شود. مهمترين اين عوامل در فعاليتهاي آموزشي و كلاس درس عبارتند از:
1. بحث شفاهي؛ استفاده مداوم از اين روش موجب كاهش كارآيي تدريس و يادگيري مي گردد.
2. جالب نبودن پيام.
3. انتقال منفي (يعني تجارب گذشته ما را در حل مشكل جديد به اشتباه بيندازد).
4. رويايي شدن يا در خود فرو رفتن.
5. عدم درك از طرف دانش آموز به لحاظ مطابق نبودن مطالب معلم با فهم و درك او.
6. عوامل فيزيكي نامناسب ( وضعيت فيزيكي كلاس).

از يك ديدگاه ديگر عوامل مخل را به دو نوع تقسيم مي كنند:
1. پارازيت‌هاي فيزيكي
2. پارازيت هاي استباطي
پارازيتهاي فيزيكي، موانعي هستند كه از انتقال فيزيكي پيام جلوگيري مي كنند. نظير سر و صدا، گرما و سرماي بيش از حد، نور كم يا زياد. براي كاهش تأثيرات اين نوع پارازيتها، متخصصان استفاده از وسايل جلب توجه و تكرار مجدد مطالب و كاربرد مجدد آنها را توصيه مي كنند.
پارازيتهاي استنباطي زماني رخ مي دهند كه سوء تعبير در مورد پيام پيش بيايد ولو اينكه پيام همانگونه كه فرستاده شده دريافت شده باشد. نظير زماني كه فرستنده پيام از كلماتي كه درك آنها براي گيرنده پيام مشكل است براي انتقال پيام استفاده كرده باشد و يا كلمات براي فرستنده و گيرنده پيام معاني متفاوتي داشته باشند. براي كاهش اين نوع پارازيت ها نيز مي توان با تعريف لغاعت و اصطلاحات نا آشنا و كاربرد لغات و اصطلاحا آشنا و مطابق با علايق و توانايي هاي گيرندگان پيام آنها را از بين برد. مشكل يا پيچيده بودن محتواي پيام يكي ديگر از عوامل ايجاد اين نوع موانع است.

+ نوشته شده توسط مجتبی رضائی راد در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 16:2 |

ضرورت کاربرد تکنولوژی آموزشی


به هر یک از ابعاد زندگی که نگاه کنیم حضور تکنولوژی را می بینیم. انواع رسانه های دیداری و شنیداری، سخت افزارها و نرم افزارها با محتواهای آموزشی جای خود را در نظام آموزشی باز کرده و در کنار مربیان تربیتی قدم بر میدارند.فراگیرانی که در خانه و محیط های خارج از مدرسه با کامپیوتر و انواع چندرسانه ای ها سروکار دارند نمی توانند زمان طولانی تنها به صحبتهای معلم توجه کنند. تکنولوژی آموزشی در اینجا به کمک مربیان آمده که بتواند به طرق مختلف آنها را در آموزش یاری دهد.
برخی گرایشات مهم وجود دارند که چهره تعلیم و تربیت را ده تا بیست سال آینده تغییر خواهند داد که بعضی از آنها به حضور تکنولوژی در آموزش اشاره دارد و از آنها می توان ضرورت کاربرد تکنولوژی آموزشی را دریافت. از جمله این گرایشات مهم می توان موارد زیر را بیان کرد:
- حرکت روزافزون به سمت آموزش فراگیر محوری
- افزایش تداوم در استفاده از مواد یادگیری انفرادی
- افزایش درک اهمیت توانمندی های کلی مرتبط به زندگی واقعی
- اهمیت بیشتردادن به فرایندهای یادگیری نسبت به محتوای برنامه های درس استمرار فعالیت جهت تصریح و تبیین ماهیت بازده های یادگیری مورد نظر از قبیل تنظیم شاخص های شایستگی و تنظیم معیارهای عملکرد(مبتنی بر اهداف)
- افزایش آگاهی نسبت به غیر طبیعی بودن روشهای ارزیابی سنتی مانند امتحان کتبی چند ساعته
- گسترش آگاهی نسبت به محاسن در یادگیری از طریق کار کردن در گروه بدون حضور معلم
- استمرار و گسترش سریع تکنولوژی اطلاعات و سیستم های رایانه ای
- مشارکت بیشتر عوامل تعلیم و تربیت در طراحی و استفاده از تجهیزات و برنامه های رایانه ای
- افزایش انتظارات از فراگیران با توجه به استفاده و دسترسی بیست و چهار ساعته به منابع یادگیری چندرسانه ای
- افزایش انتظارات از فراگیران مبنی براستفاده وسیع معلمان و مربیان از ابزارهای حمایتی تکنولوژی آموزشی در بالا بردن اثربخشی دوره ها و برنامه های خودآموزی
- گسترش سریع آشنایی فراگیران با رسانه های پیشرفته
همانطور که مشاهده می شود پنج مورد آخر مربوط به وجود تکنولوژی در آموزش است که البته خود گرایشات قبلی را هم تحت تاثیر قرار می دهد.(احدیان،1378)
تکنولوژی در هر دوره از زندگی بشر بسته به امکانات و توسعه خود آموزش را تحت تاثیر قرار می دهد. به بیان کلی تر گسترش و توسعه تکنولوژی همه ابعاد اقتصاد،فرهنگ،آموزش و... را پوشش می دهد. اما برخی جوامع می خواهند با توسعه تکنولوژی به همراه جوامع پیشرفته تر حرکت کنند، به همین دلیل فقط همین بعد وارد کردن ابزارها و تجهیزات را مورد توجه قرار می دهند و تاثیر ورود آنها بر زمینه های دیگر را نادیده می گیرند و تلاشی برای همسو کردن این ها نمی کنند. در واقع متخصص کارآمد تکنولوژی آموزشی برای همسو کردن دو متغییر تکنولوژی و آموزش(که حیطه وسیعی از زندگی را در بر دارد) پا به عرصه ی جهانی گذارده، تا بتواند پیش نیازها و بسترهای ورود هر نوع تکنولوژی جدیدی را در آموزش فراهم کند. تکنولوژی آموزشی خود نیز در این تغییر و تحولات گرایشات نوینی نسبت به قبل پیدا کرده است، که به طور مختصر به بعضی از آنها اشاره می شود:
* گسترش کامپیوترها در سطح مدارس و موسسات آموزشی
* دست یابی همگانی مدارس به منابع تلویزیونی
* افزایش جانبداری سیاستگذاران از بهره گیری تکنولوژی آموزشی
* افزایش تکنولوژی آموزشی در خانه و محیط اجتماعی
* توسعه شیوه های نوین در ارائه کاربرد تکنولوژی آموزشی
* لزوم سواد تکنولوژی آموزشی برای معلمان
* تکنولوژی آموزشی محل عمده برای حرکت به سمت اصلاحات آموزشی
تکنولوژی در هر دوره از زندگی بشر بسته به امکانات وتوسعه خود، آموزش را تحت تاثیر قرار داده و می دهد.
اگرتکنولوژی و آموزش را دو متغییر فرض کنیم با هم دارای همبستگی مثبت اند یعنی اگر تکنولوژی توسعه یافت این توسعه باید در آموزش هم دیده شود.
اما بعضی از جوامع نتوانسته اند که این دو مقوله را با هم هماهنگ کنند و به اشتباه این دو را از هم جدا می دانند. به عبارتی دیگر توسعه تکنولوژی را به مرزهای خود وارد کرده اند اما آموزش را که خود تکنولوژی
را هم در بر می گیرد را نادیده می گیرند. البته ضرورت کاربرد تکنولوژی اموزشی با عدم استفاده برخی جوامع از آن نفی نمی شود و همچنان بنا به بسیاری از گرایشات و دلایل که به برخی از آنها در بالا اشاره شد ، کاربرد تکنولوژی آموزشی امری قطعی و ضروری در آینده خواهد بود.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی رضائی راد در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 13:45 |
 

تلویزیون و تجهیزات ویدئو


امروزه تلویزیون و فیلم وقت و توجه بسیاری از مردم را به خود اختصاص داده است. تلویزیون از جمله وسایل ارتباط جمعی است که در امر آموزش بکار گرفته شده است. به طور کلی تلویزیون تأثیرات عمیقی بر مخاطبین خود می گذارد. کالاهان و کلارک برنامه های تلویزیون را به سه دسته تقسیم کرده اند که عبارتند از:
1. تلویزیون آموزشی
2. تلویزیون فرهنگی
3. برنامه های تجارتی و عمومی (احدیان و محمدی، 1377).
مقصود از تلویزیون آموزشی آن دسته از برنامه های آموزشی است که صرفاً برای آموزش کلاسی مطرح شده اند. تلویزیون فرهنگی به برنامه هایی اطلاق می گردد که برای آموزش کلاس تهیه نمی شوند بلکه هدف تربیتی این برنامه ها، کلی است. برنامه های تجارتی و عمومی تلویزیون شامل فیلمهای تفریحی و خدمات عمومی برنامه های شبکه ارتباطی تلویزیون و ایستگاههای محلی است.
«تلویزیون آموزشی وسیله ای است، سمعی و بصری برای رساندن پیامهای آموزشی به مخاطب (دانش آموز) از طریق امواج ماهواره ای» (همان، ص 62)

مزایای استفاده از تلویزیون در آموزش
برخی از مزایای استفاده از تلویزیون در آموزش را می توان به شرح ذیل بیان کرد:
1. انتقال برنامه های زنده و تصاویر متحرک را از طریق کابل، میکروویو، کانالهای ماهواره ای و کانالهای تلویزیون آموزشی میسر می سازد.
2. به مدارس و مراکز آموزش عالی یا دیگر مؤسسات امکان می دهد تا در هنگام پخش برنامه های تلویزیونی را تماشا کنند در صورت نیاز برنامه های مطلوب را ضبط نموده و در موقعیتهای دیگر نیز مجدداً پخش نمایند.
3. امکان تولید برنامه هایی که مطابقت کامل با اهداف و نیازهای آموزشی ما دارند.
4. شاگردان را در جریان آخرین حوادث و وقایع جاری نظیر ارسال اقمار مصنوعی به فضا قرار می دهد.
5. امکان پیشرفت شاگردان با مشکل کلامی و شکستن بعد زمان و مکان.
6. از طریق استفاده از خاصیت بزرگ نمایی، مشاهده اشیاء و موجودات بسیار کوچک را برای شاگردان میسر می سازد.
7. امکان مشاهده و بازبینی آزمایشهایی که به هر دلیل امکان مشاهدۀ مستقیمم آنها وجود ندارد.
8. یک اثر پر ارزش و نادر هنری را می توان در معرض دید و تحسین همگان قرار داد.
9. تدریس از راه تلویزیون به ما امکان می دهد دانش آموزان خود را از نوعی تجربۀ مشترک بهره مند سازیم.
10. در یک محدوده از زمان، انتقال حجم بیشتری از اطلاعات توسط تلویزیون امکان پذیر است. در مقایسه با تدریس حضوری.

محدودیت های استفاده از تلویزیون در آموزش
برخی از محدودیت های استفاده از تلویزیون در آموزش به شرح ذیل می باشد:
1. مشکل وجود تفاوت های فردی در فراگیران از حیث سرعت یادگیری، علایق و نیازهای آنان در صورت استفاده از تلویزیون به شکل گروهی.
2. هزینۀ نسبتاً زیاد تولید و پخش برنامه بطور کلی بهره گیری از تلویزیون.
3. هزینۀ تهیه و به کار اندازی تجهیزات تلویزیونی به خصوص در شروع کار در مقایسه با دیگر رسانه های آموزشی قابل ملاحظه است.
4. یک جانبه بودن ارتباط در استفاده از تلویزیون و در نتیجه عدم وجود تعامل میان معلم و شاگرد.
5. محتوای برنامه های تلویزیونی با توجه به وقت محدود برنامه ها، اکثراً فشرده و ناقص می باشد.
6. تأکید بیشتر بر استفاده از برنامه های تلویزیونی، موجب دلسردی معلمان می شود و از نقش فعال آنها در فرایند یاددهی و یادگیری می کاهد. ادگاردیل در این زمینه می گوید: «برخی از معلمان نگران هستند که مبادا تلویزیون جایگزین آنها شود. خیر چنین نیست و معلمین با هیچ شیوۀ تکنولوژیکی نمی توانند جابجا شوند. نیاز به معلم در آینده بیشتر احساس می شود تا اینکه تلویزیون بخواهد جایگزین شود. معلمین قادر هستند کارهایی انجام دهند که ماشین نمی تواند انجام دهد.»
7. در صورتیکه فراگیران آمادگی کافی برای مشاهدۀ برنامه را نداشته باشند، تلویزیون به خودی خود قادر به پیش بینی و رفع آن نیست.
تجهیزات ویدئو
تجهیزات ویدئو امکانات ضبط و بخش برنامه های تلویزیونی را در کنار امکان مشاهدۀ برنامه های آماده برای ما میسر می سازد. بیشتر برنامه ها، امروزه به صورت کاست و سی دی (
CD) که مصارف آموزشی دارند، به صورت آماده در اختیار مشتریان است. تجهیزات ویدئو، توان ضبط و پخش برنامه های تلویزیونی و ماهواره ای را دارد و با این کار به مقدار قابل توجهی در صرف وقت، صرفه جویی می شود.
در استفاده از تلویزیون و یا فیلم ویدئویی، زاویۀ افقی دید باید مورد توجه قرار گیرد. زاویۀ افقی دید زاویۀ میدانی است که مشاهده کنندگان تلویزیون در هنگام مشاهدۀ تلویزیون در آن قرار می گیرند که بر اساس پژوهش ها، نبایستی بیش از 45 درجه را تشکیل دهد. یعنی در تماشای برنامه های تلویزیونی، شاگردان بایستی در میدانی قرار گیرند که در هر طرف از محور دید، زاویه ای بیش از 45 درجه را تشکیل ندهند.

تلویزیون مدار بسته و مدار باز
به طور ساده، سیستم مدار باز همان سیستم انتقال امواج تلویزیونی از طریق فرستنده ها و مشاهدۀ برنامه ها از طریق گیرنده های تلویزیونی در منازل است.
ولی سیستم تلویزیونی مدار بسته شامل کابل های مخصوص، خطوط تلفنی و یا میکروویو هستند که ارتباط گیرنده را با مراکز تولید و پخش مرتبط می سازند. به این سیستم ها که در آموزش بیشتر استفاده می شود، تلویزیون کابلی نیز می گویند. با استفاده از این سیستم می توان در یک زمان، چندین درس مختلف را در اختیار کلاس های گوناگون قرار داد. این سیستم قادر به پخش برنامه های تلویزیونی مدار باز از طریق گرفتن امواج از راه هوا نیز می باشد.

+ نوشته شده توسط مجتبی رضائی راد در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 13:5 |

ارتباط غيركلامي


هرگاه پيام به صورت علايم يا رمزهاي غيركلامي (حركات دست و چشم، رنگ، صدا و ...) انتقال يابد ارتباط را غيركلامي گويند. در اين ارتباط ظاهر شخصي، وضعيت بدن و حركات و اشارات نقش مهمي دارند. البته برخي از صاحب نظران استفاده از جملات و كلمات را به شيوه‌اي كه معني آن را تغيير دهد، نيز ارتباط غيركلامي مي نامند (فتحي آذر، 1373).
روانشناسان عقيده دارند، فرستنده پيام قادر است به وسيله ظاهر خود بيش از آنچه كه به زبان مي آورد به گيرندگان منتقل نمايد.
حالت، چگونگي و كيفيت بدن فرستنده پيام نيز در برقراري ارتباط ديداري نقش بسزايي دارد و فيزيك بدن در ارائه مطالب بايستي حالت طبيعي و راحت داشته و خميدگي نداشته باشد.
حركات و اشارات را عمدتاً به سه نوع توصيفي، تلويحي و تعاملي تقسيم مي كنند، نوع توصيفي حركات و اشارات براي مشخص كردن حالات فيزيكي، نسبت‌ها، اندازه ها و جهات به كار مي رود. ما از حركات دست براي نشان دادن جايي كه چيزي در آن جا هست استفاده مي كنيم.
حركات و اشارات تلويحي، شباهت زيادي به توصيفي دارند با اين تفاوت كه جنبه ظاهري و عيني آنها كمتر است. به علاوه در موقعيت هايي بكار مي روند كه جنبه عاطفي و احساسي آنها نسبت به توصيفي بيشتر است. نظير بلند كردن دستها رو به آسمان يا بالا بردن چشمها هنگام دعا و نيايش.
حركات تعاملي نيز نسبت به حركات و اشارات تلويحي آميخه با حالات عاطفي و احساسي بيشتري است. تكان دادن شديد دست و انگشت سبابه به علامت تهديد.

نوع ديگر از حركات و اشارات تقسيم بندي آنها به غريزي و اكتسابي است. نوع غريزي حركات و اشارات شامل رفتاري غيركلامي ماست كه ذاتي بوده و بدون شرطي شدن فرهنگي به وسيله افراد بكار مي رود.
اين گونه رفتارها شامل بازكردن بيشتر چشمها براي بهتر ديدن چيزي، گرفتن سر با دست زماني كه به درد مي آيد و ...
حركات اكتسابي، حركات و اشاراتي است كه مربوط به فرهنگ بوده و يا بطور قراردادي بكار مي رود و شكل و معناي خاص خود را از فرهنگ مي گيرند.
معمولاً دو متغير بر ميزان استفاده از حركات و اشارات تأثير مي گذارد:
1. ويژگيهاي شخصيتي فرستنده پيام 2. ماهيت محتواي پيام.

تعامل احساسي
تعامل احساسي نوع ديگر از ارتباط غيركلامي است و به زبان ساده يعني بروز يك رفتار يا حالت خاص توسط يك فرد يا منبع و تكرار آن توسط فرد يا منبع ديگر (احديان، محمدي،1377).
نمونه تعامل احساسي زماني است كه فردي در يك جمع خميازه مي كشد، سرفه مي كند و يا استشمام مي كند و بقيه رفتار او را تكرار مي كنند. تعامل احساسي يكي از پديده هاي طبيعي بشر است كه در اثر آن يك شخص نسبت به رفتارها و تجارب اشخاص ديگر تعامل نشان مي دهد.

انواع تعامل احساسي
1. تعامل احساسي در پاسخ فرستنده پيام نسبت به محتواي پيام؛ در اين نوع از تعامل احساسي همانطور كه برقرار كننده ارتباط (فرستنده پيام) تحت تأثير محتواي پيام قرار مي گيرد اين حالات در چهره، دستها و در كل پاسخهاي بدني او مشاهده مي شود. اين امر در مورد محتواهاي مربوط به حيطه عاطفي محسوس تر از دو حيطه ديگر است.
2. تعامل احساسي در پاسخ گيرنده پيام نسبت به فرستنده پيام؛ گيرندگان پيام غالباً تمايل به تقليد رفتارها، حالات و احساسات فرستنده پيام دارند. اگر فرستنده پيام بخواهد حالتي گشاده را در چهره گيرندگان پيام ايجاد كند خودش بايستي تبسم را در چهره و لبان خود نشان دهد مثلاًً سكوت سخنران در ابتداي جلسه يا اثناي جلسه.
3. تعامل احساسي در پاسخ فرستنده پيام نسبت به گيرنده پيام؛ مانند يك معلم جدي كه در برخورد با شاگردان بي تفاوتي نوعي بي تفاوتي در كار را از خود نشان مي دهد.
4. تعامل احسي در پاسخ فرستنده پيام نسبت به خود؛ شخصي كه تحت تأثير حادثه اي دچار ترس شديد شده است مي تواند با استفاده از تلقين به خود اين احساس نامطلوب را در خود تخفيف داده و يا به حداقل برساند.
5. تعامل احساسي در پاسخ گيرنده پيام نسبت به خود؛ گيرنده پيام نيز مثل فرستنده پيام مي تواند نسبت به خود تعامل گونه پاسخ دهد.

+ نوشته شده توسط مجتبی رضائی راد در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 10:41 |

بسیاری از دانشجویان رشته تکنولوژی آموزشی به ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد می اندیشند. این عزیزان تمایل دارند که منابع رشته به آنها معرفی شود. به نظر من فرصت خوبی است که به مهمترین منابع کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی نگاهی گذرا داشته باشیم.

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجتبی رضائی راد در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 15:59 |


Powered By
BLOGFA.COM